کالبدشکافی کشتار در دیماه خونین
در گفتوگو با احسان ابراهیمی نویسنده، پژوهشگر و جمهوریخواه پرسیدهام: در کالبدشکافی کشتار در دیماه خونین چه چیزهایی ازقلمافتاده است؟ چه کسانی خواستهیاناخواسته در دام جمهوری اسلامی گرفتارآمدهاند؟ آیا رضا پهلوی در تور امنیتیها ی جمهوری اسلامی افتاده است؟ آیا رضا پهلوی بخشی از ماشین کشتار جمهوری اسلامی بوده است و بازی دلپسند علی خامنهای را کرده است؟ آیا رضا پهلوی تصویر دیگری از علی خامنهای است؟ آیا در همدستی علی خامنهای و رضا پهلوی است که نهادکشی و قهرمانکشی تودهها ی درمانده را به رضا پهلوی رسانده است؟ در ایستاری که لایهها ی خاکستری در برابر تودهها ی بیچاره و سلطنتطلب ایستادهگی میکنند و به سبکسریها ی آنها و قهرمانشان تن نمیدهند، کجا باید ایستاد؟ آیا سلطنتطلبی همآوردی است که علی خامنهای برای خود ساختهوپرداخته است؟ چرا سلطنتطلبها ناگزیر به تکرار کودتاها ی ننگین ۱۲۹۹ یا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هستند؟
رخنه و نفوذ چهگونه چنین آسان و آسوده در ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی از یکسو و در میان پادایستمان (اپوزیسیون) بهویژه در جریان سلطنتطلب از دیگرسو پیشرفته است و هر روز هزینهها ی بیشتر میگیرد؟ بنیادها ی آسیب حلبیشدن ولایتمدارها ی درونی و چلبیشدن ولایتمدارها ی بیرونی به کجا می رسد؟ آسیبشناسی فرآیندها ی رخنه از برایستمان (پوزیسیون) تا پادایستمان (اپوزیسیون) چهگونه باید پوستگیری شود، تا راهی برای پیشرفت فرآیندها ی سیاسی در ایران گشوده شود؟
پس از دیماه خونین چشمانداز ایران آینده از همیشه تیرهتر و تباهتر مینماید. ایران در دوراههای ایستاده است که در هیچسو امید پیروزی و بهروزی برای ایرانیان دیده نمیشود. بخش بزرگی از همبودمان تا مرز خودکشی ملی رفته است؛ و به برتازش بیگانهگان به خاک ایران تن داده است. کارنامه ی سیاه علی خامنهای با کشتاردرمانی در خیابانها ایران از همیشه سیاهتر شده است. و امید برای گشایشی ملی از همیشه کمتر. با این همه، خوشبختانه هنوز صداهایی بلند از ایران شنیده میشود؛ صداهایی که بیلکنت علی خامنهای را میچالند و بار همه ی آسیبها را به درستی روی دوش علی خامنهای میگذارند. صداهایی که به طور چیره ملیاند، به گذاری ملی و مردمسالار میاندیشند و در برابر دستدرازی و دستاندازی بیگانهگان هم ایستادهاند. صداهایی که به نادانی و ناتوانی علی خامنهای و ساختار زهرآگین و پادملی جمهوری اسلامی اشاره میکنند و راه برونشد را بازگرداندن قدرت به مردمان ایران میدانند. صداهایی که اگر بختیار باشیم میتوانند گرانیگاهی برای گذار و برآمدن دولتی ملی در ایران هم باشند. کسانی که در پی دورزدن جامعه ی مدنی هستند به بیسرکردن جامعه ی مدنی امید بستهاند.
نظرات