رادیو زمانه:

اورال حاتمی ـ‌گذار واقعی در ایران، مستلزم برساخت گفتمانی نو است. گفتمانی سکولار، تکثرگرا، غیرمتمرکز و دموکراتیک که بتواند مطالبات زنان، اتنیک‌ها، طبقات فرودست، جنبش‌های اجتماعی، نیروهای سکولار و نسل‌های جدید را در چارچوب پروژه‌ای مشترک مفصل‌بندی کند. چنین پروژه‌ای تنها زمانی ممکن است که سیاست از منطق نجات‌بخشی، رهبری کاریزماتیک و حقیقت واحد رها شود و به عرصه رقابت آزاد گفتمان‌ها، سازمان‌یابی جمعی و مشارکت نهادمند بدل گردد.

در فضای سیاسی ایران، سلطنت‌طلبی پهلوی و جمهوری اسلامی معمولاً به‌عنوان دو پروژه کاملاً متضاد بازنمایی می‌شوند: یکی سکولار، ملی‌گرا و مدرن‌ساز؛ دیگری دینی، انقلابی و ضدغرب. اما این تقابل ظاهری اغلب مانع از درک شباهت‌های ساختاری عمیق‌تر میان این دو صورت‌بندی قدرت می‌شود. اگر به‌جای تمرکز بر نمادها و نشانه‌ها، به منطق تولید معنا، شیوه‌های مشروعیت‌بخشی، الگوهای سوژه‌سازی سیاسی و نحوه طرد بدیل‌ها توجه کنیم، درمی‌یابیم که این دو، علی‌رغم تفاوت‌های ایدئولوژیک، در سطح هژمونیک دو شکل از یک منطق اقتدارگرای مشترک‌اند. هم سلطنت پهلوی و هم جمهوری اسلامی نه صرفاً نظام‌های سیاسی، بلکه پروژه‌های معرفتی ـ فرهنگی بوده‌اند که کوشیده‌اند نظم اجتماعی خاصی را به‌عنوان تنها امکان عقلانی سیاست طبیعی‌سازی کنند. بنابراین مسئله بنیادین، نه این است که ایران سلطنت داشته باشد یا جمهوری اسلامی، بلکه این است که هر دو چگونه سیاست را از عرصه تکثر و اراده جمعی خارج کرده و به حوزه حقیقت واحد و اقتدار مرکزی و نظم غیرقابل مناقشه منتقل کرده‌اند.

برو به آدرس