تاریخ، تجربه، و دانش. تجربه قطب نمای راهیست که دانش و تاریخ را کامل میکند. توطئه ی ۱۹۷۹ که ایران را ویران کرد از دانش بهری نبرد، تاریخ نمیدانست و هیچ نوع تجربهای هم نداشت. نتیجه ش هم برای بعضی خیلی زود، بعضی بعد از ۱۰ یا بیست سال، بعضی ۳۰ یا چهل سال و تقریبا همه در نوع کشی و قطع عام اخیر نکبت اسلامی. تقریبا، چون هنوز هستند معدودی که ظاهرا دانش دارند، تاریخ هم کم و بیش میدانند، ولی هیچ تجربهای نیندوخته اند. هنوز صحبت از دمکراسی و جمهوری و پادشاهی میزنند. ولی از راه دور، با ایدآلهای دمده، و راه حلهای سطحی و غیر عملی؛ به خصوص در دنیایی ملتهب، در حال تغییر منفی، و بغرنج. این ایده ال ایسم همان ایده ال ایسمی بود که ایران را به دست ملایان داد و تمام. از چپ و تودهای و چریک و روشنفکر تا مارکسیست اسلامی. مشکلات ایران قبل از ۱۹۷۹ هر چه بود (و مشکل هم بود) همان ایرانی بود که همهٔ کشورهای منطقه حسرتش را میخوردند و همان ایرانیانی بودند که با بورس شاه به امریکا و انگلیس و فرانسه میرفتند و بر علیه شاه تظاهرات میکردند. همان ایرانی که پاسپرتش را ۱۴۰ کشور دنیا بدون ویزا قبول داشتند و همان ایرانی که تعداد دنشجویانش در آمریکا پیش از هر کشور دیگری در جهان بود؛ که بیشترشان بعد از تحصیل بر میگشتند که ایران بسازند. به لطف ۱۹۷۹ نه تنها آنان دیگر بر نگشتند بلکه ایران سالیان سال و هنوز در بالاترین ردههای جهانی فرار نخبگان است.
گویی منش و رفتار شاه فقید جز آن بود که ایرانیان بودند. همان کمبودهای خلس و اخلاق ایرانیانی که بزرگ سالار، کمی زور گو و تک رو و کمی مغرور. ولی او ایرانی بود و ایران ساز. حال بعد از ۴۷ سال قتل و ننگ و فقر و در حالی که ایرانیان زیر پاشنهٔ آهنین خفت اسلامی هستی خود را سپر کرده و فریاد زدند ` رضا شاه روحت شاد` هنوز همان ایده الیسم گمراه و بی تجربه به کسانی که سینه سپر کردهاند میخواهد درس لیبرال دمکراسی بدهد و خلاصی مردم ایران را از این ابلیس کش دهد چون رها شدن از شر این سرطان کافی نیست و باید صبر کنند که دمکراسی کامل و بدون سوراخ بیاید. مثل همانی که ۴۸ سال پیش برایمان سوغاتی آوردند. آنکس که نداند و نداند که نداند بر جهل مرکب آباد الدهر بماند. ایران و ایرانیان دیگر دوستانی مثل شما را نمیخواهند. لطفا کشور ایدال تان را در جایی دیگر درس بدهید و علم کنید. مردم ایران میخواهند نفس بکشند، بهشان تجاوز نشود، بچههایشان کودکی را تجربه کنند، و شیر زنانشان از شرر این ` اسفل السافلین` امان باشند. دمکراسی ایده ال و جمهوری و پادشاهی پیشکش شماهایی که نه دانستید و نه فهمیدید و نه یاد گرفتید که اگر قرار است ایران یا ایرانی بماند، ملاّ و اسلام باید برود. هیچ سر نوشتی بدتر از این ننگ اسلامی وجود ندارد و هیچ ریسکی بزرگتر از گوش دادن به همان طرز فکری که ما را به این چاه عمیق انداخت که خون صدها هزار ایرانی را ریخته و انواع جدیدی از نوع کشی را در حال ابتکار است. هنوز سعی دارند به ما هشدار و گوشزد بدهند. از دور و از روی کامپیوتر و خانه های امنشان در غرب هشدار به آرش هایی که سوی نیستی مردانه (و زنانه و ایرانی) رفته اند و میروند.
...نظر افکند آرش سوی شهر، آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه ، سرود بی کلامی با غمی جانکاه
ز چشمان بر همی شد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه می ریزد
کدام آهنگ آیا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی، مردانه می رفتند؟
طنین گام هایی را که آگاهانه می رفتند؟
....
نظرات