فاطی خانم همسر علی آقا، شیر زنی بود با سینه ستبر و صدای بلند. چهل و پنج ساله بود و دو فرزند کاکل زری را از گهواره تا دانشگاه، بزرگ کرده بود.

علی آقا مدیر ارشد تدارکات در شرکت نفت بود، با جیبی عمیق و حساب‌های بانکی داخلی و خارجی. همه چیزش جور میزد، جز اینکه اول خرداد ماه آنسال ۵۰ ساله میشد.

فری جون، پسر گل به سر خانواده، هفت هشت سالی بود که در دانشگاه آزاد از این رشته به اون رشته میپرید و با ماشین بنزش دختر بلند میکرد. خوش تیپ بود و اهل حال ... پارتی تایم!

نازی دختر شون ولی اهل درس و مشق بود، و مثل مادرش خانمی با هوش و شاگرد اول کلاس، اونم دانشگاه تهران و رشته پزشکی.

از بیرون، زندگی علی و فاطی نمونه بود و اسباب حسادت در و همسایه. از درون اما ، مثل همه ازدواج‌های ۲۵ سال به بالا، ترک‌های باریکی که از هر بگو مگو پیش میامد، کم کم عریض تر و عمیق تر میشد. بخصوص که رابطه جنسی اون زن و مرد، با ورود فاطی خانم بیچاره به دوره "پیش یائسگی" زودرس، بهوت افسره هاهیی شده بود.