طرحی از حنیف بهاری

انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای؛ تداوم یا تغییر در جمهوری اسلامی؟

سعید جعفری، بی بی سی

چند روز پس از اعلام رسمی انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی و انتشار نخسیتن پیام مجتبی خامنه‌ای، تحلیلگران در حال بررسی پیامدهای این تحول برای ایران، خاورمیانه و روابط تهران با جهان هستند.

انتقال قدرت در ایران در شرایطی رخ داده که این کشور با یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های تاریخ جمهوری اسلامی روبه‌رو است؛ دوره‌ای که همزمان با درگیری نظامی، فشارهای خارجی و بحران‌های جدی سیاسی و اقتصادی داخلی همراه شده است. از این رو بسیاری از ناظران معتقدند انتخاب مجتبی خامنه‌ای فقط یک جابه‌جایی در راس هرم قدرت در ایران نیست، بلکه پیامی همزمان به رقبای خارجی، متحدان منطقه‌ای و بدنه وفادار حکومت در داخل است.

برخی از ناظران استدلال می‌کنند که سرعت انتخاب رهبر جدید احتمالا تلاشی برای جلوگیری از خلا قدرت در ساختار سیاسی ایران بوده است. در این تحلیل‌ها گفته شده که در شرایط جنگی، نهادهای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی ترجیح داده‌اند فردی را انتخاب کنند که برای حلقه‌های اصلی حاکمیت آشنا و قابل پیش‌بینی باشد.

در همین حال، برخی تحلیلگران هم معتقدند این انتخاب از همان ابتدا حامل مجموعه‌ای از پیام‌های سیاسی بوده است؛ پیام‌هایی که هم مخاطبان داخلی دارند و هم بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی.

نمایش تداوم و انسجام

شرایطی که مجتبی خامنه‌ای در آن به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد، باعث شده برخی ناظران این انتخاب را بیش از هر چیز تلاشی برای نمایش تداوم سیاسی و انسجام درون حاکمیت بدانند.

حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی معتقد است این انتخاب احتمالا در کوتاه‌مدت دو پیام اصلی داشته است: «نخست اینکه قرار نیست تغییر معناداری در مسیر جمهوری اسلامی رخ دهد، و دوم اینکه حاکمیت می‌خواهد نشان دهد میان نخبگان سیاسی و به‌ویژه میان الیت نظامی و غیرنظامی آن "شکافی وجود ندارد".»

فرشته پزشک، کارشناس مسائل روابط بین‌الملل هم با این تحلیل موافق است و می‌گوید انتخاب کسی مثل مجتبی خامنه‌ای این پیام را به صورت واضح ارسال می‌کند که جمهوری اسلامی همان مسیر پیشین در زمان حکومت پدرش را ادامه خواهد داد.

در عین حال آقای عزیزی معتقد است، انتخاب فردی غیر از مجتبی خامنه‌ای می‌توانست این تصور را در خارج از ایران ایجاد کند که نوعی دوگانگی در ساختار قدرت شکل گرفته است.

به گفته عزیزی، اگر فردی مانند حسن خمینی یا حسن روحانی انتخاب می‌شد، ممکن بود در بیرون از ایران این برداشت شکل بگیرد که در درون حاکمیت شکاف ایجاد شده است؛ برداشتی که از نگاه نخبگان امنیتی جمهوری اسلامی «می‌توانست به افزایش فشارهای خارجی، به‌ویژه از سوی دولت آمریکا، منجر شود.»

اتفاقی که به ویژه در شرایط بحرانی و جنگ، ‌می‌تواند بیشتر قابل توجیه باشد. در چنین وضعیت‌هایی، حکومت‌ها معمولا ترجیح می‌دهند فردی در راس قدرت قرار بگیرد که برای مراکز اصلی تصمیم‌گیری آشنا باشد؛ کسی که بتواند از تشدید رقابت‌های داخلی جلوگیری کند و در برابر فشار بیرونی، ظاهر یکپارچه‌تری از حاکمیت نشان دهد.

پیام به متحدان ایران

هرچند بسیاری به پیام‌های انتخاب رهبر جدید به کشورهای رقیب و دشمن توجه می‌کنند، اما احتمالا یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها در چنین فرآیندی در نظر گرفتن دیدگاه‌های متحدان داخلی و خارجی نسبت به رهبر جدید است.

در شرایط جنگی و در فضایی که حکومت جمهوری اسلامی برای یکی از معدود دفعات در طول تاریخ حدودا نیم قرن خود، به صورت همزمان با دو تهدید داخلی و خارجی رو به رو شده‌ است، اهمیت چنین انتخابی بیش از پیش آشکار می‌شود. چرا که حکومت ایران در طول این سال‌ها تلاش کرده، از هم‌راستا شدن تهدیدات داخلی و خارجی در یک زمان مشخص جلوگیری کند. اما اکنون، کمتر از دو ماه پس از اعتراضات سراسری کم‌سابقه که با سرکوب گسترده معترضان همراه بود، جنگ با دو بازیگری شکل گرفته که رهبران جمهوری اسلامی آنها را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی خود می‌دانند >>>