رضا سپهری، بی بی سی
ایران بار دیگر شاهد موجی گسترده از اعتراضهای مردمی است. این اعتراضات که از اوایل دی ماه، با اعتصاب کسبه و بازاریان در تهران و سپس چند شهر بزرگ آغاز شد، بهسرعت گسترش یافت. نارضایتیهای عمیق اقتصادی، تورم شدید و سقوط ارزش ریال، معترضان را به خیابانها کشاند. شعارها به معیشت و اقتصاد محدود نماند و خیلی زود با شعار علیه حکومت و رهبر آن، رنگ و بوی سیاسی گرفت.
این اعتراضها، که تا کنون دهها کشته به جا گذاشته است، همچون موجهای پیشین اعتراضی - به ویژه جنبش «زن، زندگی،آزادی» - بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح کرده است که اعتراضهای مردمی چه زمانی به تغییر اساسی در ساختار قدرت یا رهبری حکومت منجر میشود. چرا برخی جنبشها سرکوب میشوند و برخی دیگر میتوانند حاکمان را کنار بزنند؟
شاید بتوان پاسخ را در نگاهی تاریخی به اعتراضهای چند دهه اخیر در کشورهای مختلف جستوجو کرد و با بررسی تجربههایی که به تغییر نظامهای سیاسی انجامیدهاند، تصویری کلی از برخی عوامل و شرایط مؤثر در سرنوشت جنبشهای اعتراضی ارائه داد. هرچند به گفته بسیاری از پژوهشگران و مورخان، مسیر و پیامد اعتراضها از کشوری به کشور دیگر و از دورهای به دوره دیگر متفاوت است و نمیتوان برای آن الگوی واحد و مشخص در نظر گرفت.
در حدود نیم قرن گذشته جهان شاهد خیزشها و اعتراضهایی بوده که بدون دخالت مستقیم خارجی یا کودتای کلاسیک، رژیمهای مستقر یا رهبران آنها را سرنگون یا وادار به کنارهگیری کرده است.
پژوهشهایی که بر اساس پروژه «دادههای کارزارهای خشونتآمیز و غیرخشونتآمیز و نتایج آن» انجام شده، نشان میدهد جنبشهای مدنی غیرخشونتآمیز نهتنها موفقیت بیشتری داشتهاند، بلکه سریعتر به اهداف خود رسیدهاند. در یکی از این مطالعات، تحلیل بیش از ۳۰۰ کارزار اعتراضی بزرگ از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ نشان میدهد که حدود ۵۳ درصد از کارزارهای غیرخشونتآمیز (با ویژگیهای تعریفشده در این پژوهش) نتیجه موفقی داشتهاند، در حالی که این رقم برای کارزارهای خشونتآمیز ۲۶ درصد بوده است.
این برتری، به توانایی در بسیج گسترده مردم، کسب مشروعیت داخلی و بینالمللی و اعمال فشار سیاسی نسبت داده شده است. همبستگی اجتماعی، شکاف در نیروهای امنیتی، سازماندهی کارآمد و استفاده از فرصتهای مناسب سیاسی و اقتصادی به عنوان عوامل اصلی موفقیت اعتراضهای عمومی برشمرده شدهاند.
یکی از شاخصترین نمونههای این تغییرات در نیمقرن گذشته، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود که نظام سلطنتی را پایان داد و جمهوری اسلامی را بنیان نهاد. اما فراتر از آن تاثیرات بلندمدتی در خارج از مرزهای ایران، در منطقه خاورمیانه و حتی فراتر از آن به جا گذاشت؛ از الهامبخشیدن به جنبشهای اسلامی تا تنشهای ژئوپلیتیک جدید.
انقلاب ایران نشان داد که یک «جنبش مردمی» میتواند ساختار قدرت را تغییر دهد، اما پایداری تغییرات به عوامل پیچیدهتری مانند نهادسازی و مدیریت فشارهای داخلی و خارجی وابسته است. به گفته تحلیلگران اعتراضهای اخیر و ناآرامیهای سالهای گذشته، نشانهای از ناموفق بودن نظام حاکم بر ایران در برقراری چنین ثباتی بوده است >>>
نظرات