اینکه ایرانیان بصورت فزاینده با نگرشی منصفانه و بری از نفرت کور و غرغرۀ شعارهای نپختۀ وارداتی و توقع دموکراسی از ارتجاع داشتن (ویدیو مسعود رجوی ↓) به دوران پهلوی ایرانساز نگریسته و خواهان از سرگیری آن عصر ترقی همه جانبۀ ایران و ایرانی میباشند بدیهی و قابل درک است. (ویدیو  ↓) 

اینکه حزب خائن توده، چپولان ترجمه  و دیگر از ایندست شیفته جات "اصلاح" و تداوم حاکمیت فاشیسم دینی از شاهان پهلوی، خصوصاً محمدرضا شاه ایرانساز متنفرند قابل درک است.

اینکه عده ای که از برکت پیشرفت های اعجاب انگیز منتج از سیاستهای ایران دوستی-محور محمدرضا شاه دستشان به دهانشان رسید، در مسافرتهای متعدد به خارج توقعشان از ایران در حال خروج از سیه روزی بالا رفت، خوشی زد زیر دلشان  و بر او شوریدند هم باز قابل درک است.

اینکه انتلکچولان ته پیتی کم ظرفیت که اگر نه خودشان،  پدر بزرگ و شاید هم  پدرانشان الفیه و شرح سیوطی در مکتب خانه های نمور بزور ترکه و فلک  از بر کرده بودند و  بعد خودشان به برکت  پیشرفت در ایران عهد پهلوی به کسب مدرک تحصیلی از فلان و بهمان دانشگاه خارجی رسیده و آنرا مترادف با بحرالعلوم بودن و داشتن پروانه برای گرفتن ایرادات غیر موجه از همه سیاستهای پهلوی ایرانساز میدانستند هم قابل درک است.

ولی درک آنانی که  پس از نزدیک به چهل سال تجربه و یا حد اقل تماشای سیر قهقرائی بخاطر حاکمیت فاشیست های اسلامیست "اصلاح طلب" و غیرۀ ایرانی کُش و ایران ویران کُن از سر نفرت کور به پهلوی و با دست آویز به استدلالات کودکانۀ واهمه از "تجزیۀ ایران"  آویزان "اصلاح" فاشیسم  اصلاح ناپذیر شده اند، و همۀ دست آوردهای شاه را مانند دوران منجر شده به انقلاب بدعاقبت همچنان به تمسخر میگیرند بسیار سخت است.

راستی، دلتان برای شاه تنگ نشده؟

 

 

تنها راه رهایی، تلاش بی امان برای سرنگونی کلیت حاکمیت اصلاح ناپذیر فاشیست ها میباشد. تحریم های کمر شکن و کپی برداری از مُدل رهایی بخش در آفریقای جنوبی و برمه نقشه راه است.

 

دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.

"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"

 

تبریک