اگر یکبار بود، خوب میگفتی نمیدونسته و گول خورده. اگه دوبار بود میگفتی اینبار با شگرد دیگه ای گول خورده، سه باره و چهار باره و الی آخر که شده دیگه نمیشه بگی هر دفعه  گول خورده.

این روزها مصادف است با دومین سالروز "ریاست جمهوری" آیت الله فریدون حسن روحانی شده در ایران.

چه وعده وعیدها که نداده  و چه تبلیغات پُر جوش و خروشی که نازنیان البته صلحجوی استقرار داده شده در خارج، چپولان کاپوچینو نوش و دیگر شیفته جات "اصلاح" و ادامۀ فاشیسم حاکم بر ایران که برای او و مشارکت مردم در "انتخابات" مشروعیت بخش که نکردند.

نظر به اینکه سوابق طولانی جنایی و سرکردگی دستگاه های خونریز امنیتی این فریدون حسن شده بر کسی پوشیده نبود،

نظر به جنگ افروزی و کشتار بی محابا توسط  فاشیست های "اصلاح طلب" و غیره در سوریه که موجب سر برآوردن وحوش رقیب، داعش شد،

نظر به اینکه در کنار سوریه، عراق و  افعانستان، اخیراً جنگ افروزی در یمن را هم علنی کرده و موجب تشکیل و ورود کشورهای عرب به فاجعه انسان کشی شده،

نظر به افزایش سرسام آور آهنگ قتل های (اعدام) دسته جمعی روزانۀ ایرانیان،

و نظر به فهرست بلند بالایی از ایندست شواهد غیر قابل انکار، سئوال:

چرا نازنینان در مورد مسئولیت همۀ فاشیست ها سکوت مطلق میکنند و سیاه بازی آخوند خوبه و آخون بده را دامن میزنند؟

آیا میشود بعد از اینهمه سال و اینهمه شواهد، باز هم باور کرد که شیفته گرفتار توهم "اصلاح" پذیری حاکمیت فاشیسم است؟

آیا شیفته عاشقه گول خوردنه یا با فاشیست ها  هم فکر و همراهه؟

 

دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.

"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"

 

تبریک