"این مصاحبه ام با جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز را بیش از صد هزار نفر فقط از طریق دو لینکی که تلویزیون «من و تو» منتشر کرده بازدید کرده اند، سایت ها و صفحه های دیگر فیسبوک هم آن را بازنشر کردند.(ویدیو ↓)
یکی دو نفر از همکاران خوبم نقد نوشته اند که چرا باید واژه هایی که آقای شجونی در یک مصاحبه رسمی بیان کرده عینا نقل می شد؟
وقتی آقای شجونی در یک مصاحبه رسمی چنین حرفی را می زند من باید او را اصلاح کنم؟
هر بار که سخنان کسانی مثل او را در رسانه هایی مثل خبرگزاری فارس و کیهان می خوانم می دانم که بسیاری از خبرنگاران مصاحبه های آنها را ادیت و پاستوریزه می کنند و از آنها تئوریسین های مودب می سازند. نه فقط شجونی را بلکه بسیاری دیگر از مصاحبه شوندگان و مسولان نظام بارها توسط برخی از خبرنگاران، خوش زبان جلوه داده می شوند در حالی که مصاحبه های برخی از همین افراد سرشار از کلمه ها و عبارت هایی است که اتفاقا نباید سانسور یا ادیت کرد و باید قضاوت را گاهی به خود مخاطب سپرد."
البته وظیفه خبرنگار نیست که قضاوت را فقط "گاهی" بل، باید همیشه به مخاطب، که مردم باشند، بسپرد و الا میشود گزارشگر ی و خبرنگاری استصوابی و حزبی که الان در ایران ساری و جاری است..
ولیکن، اصولاً، حد اقل برای آندسته که خارج از ایران هستند و در آزادی بسر میبرند، استدلال علی نژاد در باره روش غیر حرفه ای رتوش و مامانی جلوه دادن حضرات موجه است که شامل رتوش نکردن "به جهنم " گویی اخیر آیت الله فریدون روحانی شده هم میشود.
من دلیل دیگری هم برای بازنشر پریروز مصاحبه شجونی در این سایت داشتم و آن بند بودن حاکمیت تاکنون ۳۵ سالۀ حضرات به تنبان ایرانیان.
حجاب زورکی، آپارتاید جنسیتی، اجاره دادن قانونی ساعتی زنان (صیغه)، ازدواج نره خران با دختر بچه های هشت نُه ساله و .... همه بر میگردد به وابستگی حاکمیت فاجعه بار حضرات به سکس. بعنوان مخالف، و نه منتقد، کلیت حاکمیت فاشیست ها و کوشنده برای سرنگونی آنان، تمرکز بر این حیوان صفتی را وظیفه میدانم.
دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.
"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"
تبریک
پ.ن. به کاریکاتور مانا نیستانی هم سرکی بکشید.
نظرات