بانو مینا یزدانی:

"حجت الاسلام فلسفی در خاطرات خود به رفتاری از دکتر مصدق اشاره می کند که آن را "عجیب" یافته بود. زمانی وی "به امر حضرت آیت الله العظمی بروجردی" به دیدار دکتر مصدق رفت و پیام آیت الله را به وی رساند که چون بهائیان در شهرستانها فعال هستند،"ایشان لازم دانستند که شما در این باره اقدامی بفرمائید."

دکتر مصدق در پاسخ "قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت آقای فلسفی از نظر من، مسلمان و بهائی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند." این پاسخ برای فلسفی "بسیار شگفت آور بود" و چون پاسخ را برای آیت الله نقل نمود، ایشان نیز دچار "بهت و حیرت" شد. 

به عبارت دیگر؛ انسانیت برای حضرات "بهت و حیرت" انگیز است و ستیز با دین بومی پُر سود و خوش آوازۀ  ایرانی بهائیت در ذات آنان حک شده و منحصر به انجمن تروریستی ضد بهائیان "حجتیه" نمیشود که بسیاری از اعضا آن اکنون در مسند قدرت هستند که شامل رئیس دفتر  "رئیس جمهور" هم میشود.

دور نیست روزی که منتخبین راستین مردم ایران با وضع قوانین انسانی، زن ستیزان، بهایی ستیزان و دیگر از ایندست آفات جامعه را تحویل مراجع قضایی داده و  ایرانیان به سیه اندیشی و رذالت آنان قاه قاه بخندند، آنروز اصلاً دور نیست.

 

"تنها حقیقت است که رهایی می بخشد"

 

تبریک

 

پ.ن. سخنرانی پُر محتوای بانو یزدانی در این باره که شامل عقاید ماشاءالله روشنفکران از جمله آل احمد و احسان طبری از کله گنده های حزب خائن توده نیز میشود در اینجا. به اینجا هم سرکی بکشید.