خدا شاهد است اگر ما را بکشند، پارچه پارچه بکنند، زیربار حکومت این جور اشخاص نمیرویم. به وحدانیت حق خون میکنیم، خون میکنیم، میریزیم و کشته میشویم. اگرشما نظامی هستید من از شما نظامیترم. میکشم همین جا شما را میکشم.
مرجع: از سحنرانی مصدقالسلطنه خطاب به رزم آرا در مجلس شانزدهم شورای ملی، هشتم تیر ماه یکهزار و سیصد و بیست و نه خورشیدی
http://www.ical.ir/index.php?option=com_mashrooh&view=session&id=6637&Itemid=38
نگاه کنید به مشروح جلسه چهل و دوم، انتهای صفحه اول و ابتدای صفحه دوم
-----------------------------------------------------------------------------
اقدام بعدی فدائیان اسلام ترور سپهبد رزمآرا نخستوزیر وقت بود. این ترور سیاسی خیلی سر و صدا کرد و در سیر جریانات کشور خیلی تأثیر داشت. نکته قابل توجه آن بود که در آن دوران یعنی ترور رزمآرا، فدائیان اسلام در ارتباط نزدیک با جبهه ملی بودند. ترور رزمآرا هم در جلسهای که با حضور مرحوم نواب صفوی، مرحوم دکتر فاطمی، دکتر بقایی، مکی، دکتر شایگان و سایر رهبران جبهه ملی البته بدون حضور دکتر مصدق و آیتالله کاشانی برگزار شده بود، مطرح شد.
در آن جلسه بنا به دلایلی دکتر مصدق شرکت نداشت و دکتر فاطمی را به نمایندگی خود فرستاده بود. آیتالله کاشانی هم در آن جلسه حضور نداشت که این هم به دلیل اختلافات میان کاشانی و نواب بود. به هر صورت در آن جلسه سران جبهه ملی، تحلیلی از وضعیت سیاسی کشور را ارائه میکنند که نتیجه کلی آنها این بود که خطر اصلی روز، شخص رزمآرا است و رزمآرا است که قصد آن دارد که ایران را به انگلستان بفروشد. آنان معتقد بودند که شاه فعلاً خطرناک نیست و همه کارها زیر سر رزمآرا است. در پاسخ به تحلیلهای سران جبهه، نواب اظهار میدارد که فرض کنیم رزمآرا امروز ساقط شد و در این حال فنجان خود را برمیگرداند توی نعلبکی و میگوید حالا رزمآرا ساقط شد، بعدش چی، آیا شما قول میدهید که پس از سقوط وی، احکام اسلامی را اجرا کنید که آنها جواب مثبت میدهند.
سرانجام پس از یکی دو ماه بعد از آن جلسه، فدائیان اسلام رزمآرا را در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ در مسجد شاه هدف گلوله قرار داده و به زندگی وی خاتمه دادند. مرگ رزمآرا در نهضت ملی شدن نفت بسیار مؤثر واقع شد و صنعت نفت در عرض یک هفته از سوی مجلسین ملی اعلام شد. پس از مرگ رزمآرا، حسین علاء به نخستوزیری رسید. در مدت حکومت وی فدائیان اسلام مورد تعقیب قرار گرفتند و تعدادی از آنها و از جمله خود نواب را که مدتی بود مخفی شده بود دستگیر کردند. علت دستگیری هم حکمی بود که به دلیل آتش زدن یک مشروبفروشی در ظهر آمل علیه آنها صادر شده بود.
مرجع:
http://tarikhirani.ir/Modules/files/Phtml/files.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=4&filesId=53
نیمقرن خاطره و تجربه، خاطرات مهندس عزتالله سحابی، جلد اول، نشر فرهنگ صبا، ۱۳۸۶
-----------------------------------------------------------------------------
طرح و تصویب طرح سه فوریتی راجع به عفو استادخلیل طهماسبی
نایب رئیس - توضیحی داریدبفرمایید.
...
مهندس رضوی - این پیشنهاداصلاحی که بنده تقدیم کردم تفاوت معنوی با آن پیشنهاد ندارد ولی بنظر بنده این طور آمدکه عمل مجلس از نظر قانونگذاری اگر مبنی بر عفو قاتل باشد بهتر است تا جمله تبرئه شده باشد باین دلیل این پیشنهاد را تقدیم کردم و تصور میکنم که اشکالی در بین نباشد.
نایب رئیس - آقای وزیر دادگستری نظرتان را بفرمایید.
حاج سیدجوادی – حضور وزیر دادگستری شرط است نظر ایشان شرط نیست.
وزیر دادگستری - بنظر بنده استعمال کلمه عفو بهتر از تبرئه است قاتل معفو است.
نایب رئیس - مخالفی نیست با این پیشنهاد آقایان توجه بفرمایند رای بقابل توجه بودن این پیشنهاد می گیریم..
دکتر بقایی - یک کلمه اضافه شود عفو و آزاد میگردد
مهندس رضوی - معنای قانونی آن فرقی نمیکند مانعی ندارد اضافه شود.
نایب رئیس - با اصلاحی که شده مجددا قرائت میشود:
ماده واحده - چون خیانت حاج علی رزم آرا بر ملت ایران ثابت گردیده هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار میگیرد و آزاد میشود.
نایب رئیس – رای بقابل توجه بودن آن میگیریم آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثربرخاستند) تصویب شد این پیشنهاد بجای ماده واحده میشود پیشنهاد دیگری قرائت شود (پیشنهاد آقای پورسرتیپ بشرح زیر قرائت شد):
مقام منیع ریاست مجلس شورای ملی پیشنهاد میکنم تبصره ذیل به آخر طرح اضافه شود.
تبصره - دولت موظف است زندگی و اعاشه آقای خلیل طهماسبی را از هر حیث تامین و رفاه و آسایش او را مادام العمر فراهم سازد.
قنات آبادی - او تا بحال از بازوی خودش نان خورده و حالا هم احتیاج بکسی ندارد.
حاج سیدجوادی - مردم او را روی سرشان میگذارند.
...
مرجع: مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ مرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۴
-----------------------------------------------------------------------------
مثلاً تمام متن کتاب بزرگ و مهم جغرافياي ايران سپهبد رزم آرا را عيناً وارد لغت نامه کردهاند. «فرهنگ جغرافيايي ايران» توسط دائره جغرافيايي ارتش و زير نظر حاج علي رزمآرا در سال 1328 در ده جلد منتشر شده. چرا فرهنگ جغرافيايي رزمآرا، که کار منحصر بفرد و بزرگي است بايد تجديد چاپ نشود و متن آن کاملاً سرقت شده و به لغت نامه دهخدا افزوده شود؟ اگر فرهنگ جغرافيايي رزم آرا از لغتنامه دهخدا کسر شده و بطور مستقل چاپ شود حجم لغت نامه شايد به نصف برسد. اين کار غيراخلاقي هم هست زيرا حق افسر عالمي مثل رزم آرا پايمال شده. بعلاوه، اين اعلام جغرافيايي به روز نيست و آمار آن متعلق به سالهاي 1320 است. معهذا، جرئت نکردم اين نقد را منتشر کنم به خاطر همين تابوهايي که حاکم کردهاند.
مرجع: نقدی بر لغت نامه دهخدا، عبدالله شهبازی
http://www.shahbazi.org/blog/Archive/9025.htm
-----------------------------------------------------------------------------
مدتی بعد از تصویب طرح چاپ لغت نامه در مجلس شورای ملی دهخدا فوت کرد و از آن زمان به بعد کار هماهنگی و مدیریت لغت نامه به وصیت خود دهخدا به عهده دکتر محمد معین گذارده شد. او که خود فردی فرهیخته بود و در ادبیات فارسی تبحر فراوان داشت و کتاب فرهنگ فارسی شش جلدی معین از آثار گرانبهای اوست به خوبی از عهده ادامه این کار خطیر بر آمد. پس از فوت دکتر معین نیز این کار به وسیله دکتر سید جعفر شهیدی و ابوالحسن شعرائی و دکتر دبیر سیاقی و دیگران دنبال شد و به پایان رسید. تا زمانی که دهخدا زنده بود چهار هزار و دویست صفحه از لغت نامه تهیه شده بود در حالی که لغت نامهای که امروز وجود دارد در پنجاه جلد و بیست و شش هزار صفحه به چاپ رسیده است.
مرجع: بیوگرافی و زندگی نامه علی اکبر دهخدا
-----------------------------------------------------------------------------

مصدق السلطنه و علی اکبر دهخدا
نظرات