رابطه پوست با پوست را تنها در تاریکی می شود درک کرد و تفاوت حرارت را به سایش پوست می توان بخشود. می شود به رطوبتی فکر کرد که از تنی به تنی نوسان می گیرد و دست هایی که با پوست های ورق شده حتی در سکوت نوازش از حریر پیشی می گیرند. و تنها یک زن می داند که لب هایی که از میان انبوه ریش های نرم روی گردن می نشینند و آن رگ تپنده را به دندان می گیرند و فاصله سرچشمه های حیات زنانه را به زبان می سپارند از سکوت شب و اصطکاک پارچه و نوای چوب و بافته قالی و گوشت و رگ و پی چه ناله ها که بر نمی خیزاند.

«سوری»